3

حسادت کردن به شجریان هم غیرممکن است

  • کد خبر : 793
  • 13 آبان 1399 - 1:29
حسادت کردن به شجریان  هم غیرممکن است
شجریان در کسوت قهرمان نداشته ایرانیان در حافظه مردم ثبت شد بی‌آن‌که نیازی به ثبت در تاریخ رسمی کشور داشته باشد.

مگر چند نفر ظرائف موسیقی سنتی را تمام می‌شناسند؟ مگر چند نفر شعر حافظ را چنان که باید می‌فهمند؟ مگر چند نفر می‌دانند مناسب‌خوانی چه کار دشواری است؟ مگر چند نفر می‌دانند فرق این تحریر و آن تحریر و فراز و فرودهای مرکب‌خوانی چیست؟ مگر چند نفر می‌دانند که سنت‌ها کدامند و بدعت‌ها کدام؟ مگر چند نفر از این جمعیت عظیم؛ موسیقی‌دان و ادیب حرفه‌ای هستند؟ چطور می‌شود دل عموم را به دست آورد اما سخیف و عوام‌زده نشد؟ محمدرضا شجریان پاسخ همه این سئوالات است.

بی‌انصافی است اگر آنچه امروز این جماعت را به گریه انداخته و عزادار کرده است، تنها ادای احترام به موسیقی دانست. شجریان سال‌ها بود که نمی‌خواند و اگر محبوبیتش را تنها مدیون صدایش بود، قاعدتاً باید مثل انبوه هنرفروشان و هنرنمایان (که چند صباحی هم جماعتی را فریب می‌دهند) فراموش می‌شد. اما به عکس شهرت و محبوبیتش بدون آوازهای تازه، سیر صعودی پیدا کرد.

ایرانی‌ها سال‌هاست که حسرت داشتن و دیدن هنرمندان واقعی را خورده‌اند. هنرمندانی که نه با موج‌سواری و حاشیه و فریب‌کاری محبوب قلوب باشند نه با چوب و چماق و ریا. هنرمندانی که به مردم احترام بگذارند نه به جیب‌های‌شان. هنرمندانی که بزرگ باشند نه فرصت‌طلب. هنرمندانی که پایبند اصولی باشند فراتر از پول و قدرت و شهرت. شجریان پاسخ این حسرت چندین ساله بود.

شجریان در سال‌های سکوت؛ نه به اسطوره‌های فرهنگی فحاشی کرد. نه سوار کول قهرمان‌ها شد. نه شربت کرونا تبلیغ کرد. نه سفره غذا و ویلای شمالش را به رخ گرسنه‌های اینستاگرام کشید. نه عکس‌هایی از لحظه به لحظه زندگی زناشویی‌اش را منتشر کرد. نه سرطانش را پرچم مظلومیت و ترحم کرد. نه عکسش روی بیلبوردها رفت. برای رفتن به برنامه‌های تلوزیونی و روی جلد مجله‌ها پولی هزینه نکرد و عزتی نفروخت. هرگز برای شهرت و محبوبیت [و فالوئر] دریوزگی نکرد.

شجریان چه خواننده‌ای بی‌نظیر باشد یا نباشد، چه استادی تاثیرگذار بر موسیقی ایرانی باشد یا نه، چه طرفدار فکر و ایده‌هایش باشیم یا نه، چه او را آلوده به لحظه‌های گذران و حقارت‌های سیاسی بدانیم یا نه، چه او را با “ربنا” بشناسیم چه با “آستان جانان”، در آنچه هنر می‌دانست و در آنچه تعهد هنری و زندگی و زیست هنری می‌دانست، پایدار و صادق باقی ماند. شجریان به ارتفاع و مقامی در هنر رسید که حتی حسادت کردن به او هم غیرممکن است.

شجریان در کسوت قهرمان نداشته ایرانیان در حافظه مردم ثبت شد بی‌آن‌که نیازی به ثبت در تاریخ رسمی کشور داشته باشد.

لینک کوتاه : https://hamzamaan.ir/?p=793

برچسب ها

نظرات شما

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال نظرات
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.